دوشنبه ١١ اسفند ١٣٩٩
از ماه رجب قدردانی کنید، در این ماه توسلات خودتان به درگاه پروردگار عالم را هرچه می توانید بیشتر کنید، به یاد خدا باشید و کار را برای خدا انجام بدهید، این تلاشی که می کنید، این زحمتی که می کشید، برای خدا قرار بدهید.( مقام معظم رهبری)
صفحه اصلیIبرنامه غذاييIهمه اخبارIآیین نامه ها و فرم هاIگالري تصاويرIملاقات با مسئولين Iجستجوی پیشرفتهIRSS
 صفحه اصلی > شهدای دانشگاه > شهید محمد امیرجان > خاطرات خانواده شهید 
خاطرات خانواده شهید

 خاطرات خواهر شهید محمد امیرجان

همواره دعاي ما درآن روزها، دعاي حضرت سجاد در حق مرزداران بود. پروردگارا به روان پاك محمد و آل محمد رحمت فرست و مرزهاي اسلام را از حمله دشمنان در پناه خود مصون و محفوظ بدار و مرزبانان ما را در ايفاي وظايفي كه به عهده دارند حمايت كن و عطايا و مواهب خود را درباره آنان تكميل فرماي.

وقتي برادر شهيدم، محمد عزيز، با سر تراشيده و لباس فرم و پوتينهاي سربازي به خانه آمد، دورش گشتم و سر تا پايش را ورانداز كردم. دوتايي به چهره جديدي كه به آن عادت نداشتيم خنديديم. كلاه را از سرش برداشتم و با دستم سرش را نوازش كردم. چند جاي سرش بخيه خورده بود كه حالا كاملاً نمايان بود، جاي بخيه‌ها را به مادرم نشان دادم و به حالت شعار دادن دستهايم را بالا بردم و گفتم اين سند جنايات پهلوي است.

مادر چشم از او برنمي‌داشت خوب يادم هست كه چند بار پرسيد: چگونه مي‌روي مواظب خودت باش. و تكرار اين جمله كه به ما زنگ بزن و ما را از حال خود بي‌خبر نگذار.

 خاطرات خانواده شهید محمد امیرجان

                                                   بازدید این صفحه : 63       Iبازدید امروز: 784      I   کل بازدید: 4868887      I بازدید آنلاین: 3      I   زمان بارگزاری صفحه: 2/2500      ثانیه                                                  
پیوند هاIتلفن هاIارتباط با ماIنقشه سایتIتور مجازی
تمامي حقوق مادي و معنوي براي معاونت دانشجویی دانشگاه سمنان محفوظ است.
.Copyright  © 2021 Semnan University  stu.semnan.ac.ir  All rights reserved