شنبه ١٨ ارديبهشت ١٤٠٠
در ماه رمضان در حد توان خودمان باید مراقبت کنیم، رفتار خودمان را تصحیح کنیم؛ فکرمان را، قولمان را، عملمان را تصحیح کنیم؛ بگردیم اشکالاتش را پیدا کنیم، آن اشکالات را برطرف کنیم. این تصحیح در چه جهتی باشد؟ در جهت تقوا. (مقام معظم رهبری)
صفحه اصلیIبرنامه غذاييIهمه اخبارIآیین نامه ها و فرم هاIگالري تصاويرIملاقات با مسئولين Iجستجوی پیشرفتهIRSS
 صفحه اصلی > شهدای دانشگاه > شهید غلامرضا شهبازی > زندگینامه شهید 
زندگینامه شهید

 

مختصری از زندگی نامه شهید غلامرضا (شهریار) شهبازی که چند روز پس از شهادت او به قلم پدر و مادر شهید نوشته شده است:

   ایشان در سال 1343/06/12 در یک خانواده متوسط و متدین در نهاوند پا به عرصه وجود نهاد و تا سن 5 سالگی بسیار آرام و تمیز بود و همیشه اوقات، صورتی خندان و بشاشی داشت و کمتر گریه می کرد. در سن هفت سالگی به دبستان ابتدائی رفت . از اول زندگی خود بسیار منظم و کارهای او مرتب و قانع بود، حتی اگر برای او یک کیف می خریدیم تا چند سال از آن استفاده می کرد و همه آموزگاران از او راضی بودند و بعداً  وارد مدرسه راهنمائی شد. در کارهای خود بسیار دقت می کرد و در موقع تعطیلی مدارس کار می کرد و از بیکاری رنج می برد و بعداً در هنرستان در رشته اتومکانیک مشغول به کار شد.

در سال 1363 در لشگر 28 کردستان وارد خدمت سربازی شد و به مدت یکسال در گرمای طاقت فرسای خوزستان ما بین خرمشهر و اهواز مشغول خدمت سربازی بود و اکثراً  در خط مقدم بود و در عملیات های مختلف جنوب و غرب بسیار شرکت کرده بود.

در سال 1365 در کنکور سراسری قبول شد و در مدرسه عالی تکنولوژی سمنان مشغول درس شد.

ایشان عاشق نمازجمعه بود و روزهای جمعه هرجا بود بدون وسیله با پای پیاده خودش را برای ادای نماز جمعه حاضر می کرد و در وصیت نامه اش قید کرده بود که نماز میتی را که می خواهید بخوانید برای من در جایگاه نماز جمعه بجا ی آورید. ایشان عاشق امام بود و در نامه های او همیشه برای سلامتی امام دعا می کرد.

در اول مرداد ماه 1367 که منافقین از خدا بی خبر وارد قصرشیرین و سرپل ذهاب و اسلام آباد شدند، غلامرضا گفت: بابا من می خواهم به جبهه بروم، به او گفتم: برو خدا به همراهت، ولی شما تازه از جبهه آمدید و می خواهید درس بخوانید، ایشان به من گفت : بابا چون درس و دانشگاه همیشه هست اما منافقین دارند به وطن، ناموس، آب و خاک ما تجاوز می کنند و خانه نشینی برای من حرام است و من  باید بروم.

وغلامرضا برای همیشه از ما خداحافظی کرد ورفت­­. ایشان درساعت 5 بعدازظهر روز 4 مرداد ماه 1367 پس از طی مسافت طولانی خود را به گردان سمنان ( در جبهه ) معرفی و درهمان شب به محض رسیدن، یک قبضه آرپی چی می گیرد و در ساعت 3 بعد از نصف شب خود را به خط مقدم می رساند و تا ساعت 6 صبح با منافقین درگیر بوده و در ساعت 6:30 صبح مورخ 1367/5/5 به وسیله ترکش دعوت به حق را لبیک می گوید.

 

   دانلود : shabazi_zendgi_nameh.pdf           حجم فایل 1684 KB
                                                   بازدید این صفحه : 257       Iبازدید امروز: 585      I   کل بازدید: 4946393      I بازدید آنلاین: 2      I   زمان بارگزاری صفحه: 1/3907      ثانیه                                                  
پیوند هاIتلفن هاIارتباط با ماIنقشه سایتIتور مجازی
تمامي حقوق مادي و معنوي براي معاونت دانشجویی دانشگاه سمنان محفوظ است.
.Copyright  © 2021 Semnan University  stu.semnan.ac.ir  All rights reserved